کاربرد should و must و have to

کاربرد should و must

برای بیان اجبار و بایدها در زبان انگلیسی از must ، have to  و should استفاده می کنیم. در زبان فارسی هر سه به معنی باید است اما در زبان انگلیسی کاربرد should و must و have to و میزان اجبارشون با هم متفاوت است. 


گرامر زمان ها


should

وقتی به کسی پیشنهادی میدهید از این کلمه استفاده می کنید. بایدی در کار نیست اما اگر اون کار را انجام شود بهتر است.

Example

You aren’t OK. You should visit a doctor.

خوب بنظر نمیرسی. باید دکتر بری. (می تونه دکتر بره یا نره. شما فقط پیشنهاد دادید و اجباری در کار نیست.)

You have gained weight. I think you should eat less chocolate.

یکم اضافه وزن پیدا کردی. باید/بهتره کمتر شکلات بخوری.

You look tried. You should rest a little bit.

خسته به نظر میرسی. باید/بهتره یکم استراحت کنی.

حالت منفی – shouldn’t

اگر بخواهیم به کسی پیشنهاد انجام ندادن کاری را بدهیم از shouldn’t استفاده می کنیم.

Example

You shouldn’t work a lot.

نباید/ بهتره زیاد کار نکنی.

The weather is a little cold. You shouldn’t stay out for a long time.

هوا یکم سرد شده. نباید/ بهتره زیاد بیرون نمونی.

have to , has to

اگر اجبار شدید و زیادی داشتیم و این اجبار بیرونی بود از have to و has to استفاده می کنیم. برای فاعل های I , You , We , They از have to استفاده می کنیم. برای فاعل سوم شخص (She  He , It) از has to استفاده می کنیم.

پس الزام بیرونی داریم!

Example

I have to do my home work.

من باید تکالیفم رو انجام بدم.(معلم از من خواسته و اگر این کار رو انجام ندم جریمه میشم)

Ben has to improve his English.

بن باید زبان انگلیسیش رو تقویت کنه. (چون رئیسش ازش خواسته)

I have to spend less on clothes, otherwise my father doesn’t lend me anymore.

من باید کمتر پول برای لباس بدم وگرنه پدرم دیگه بهم پول غرض نمیده. (الزام بیرونی داریم. چون پدرم دیگر بهم پول غرض نمیده.)

حالت منفی – don’t have to / doesn’t have to 

در حالت منفی از don’t have to و doesn’t have to استفاده می کنیم. و به آن معنی که نیازی نیست و یا ضروری نیست انجام بدید. 

پس در حالت منفی have to و has to میزان شدت آن نسبت به حالت مثبت کمتر است.

Example

She knows everything about the project. You don’t have to explain that much.

اون همه چیز رو درباره پروژه میدونه. لازم نیست توضیح بدی. (توجه کنید لازم نیست توضیح بدی، نه اینکه نباید توضیح بدی)

must 

این کلمه هم به معنی باید است اما زمانی که الزام درونی وجود دارد از must استفاده می کنیم. 

must نسبت به have to رسمی تر است.

Example

I must do the dishes.

من باید ظرف ها رو بشورم. (اجبار درونیه)

I must spend less on clothes.

من باید پول کمتری صرف خرید لباس کنم.

حالت منفی – mustn’t

در حالت منفی (mustn’t) اجبار و نباید قطعی وجود دارد. وقتی از mustn’t استفاده می کنیم که نباید آن کار انجام شود. 

mustn’t می تواند با can’t هم معنی باشد. 

Example

You mustn’t drive fast.

تو نباید تند رانندگی کنی.

Look at this sign. You mustn’t park here.

به این تابلو نگاه کن. نباید اینجا پارک کنی.

پس در mustn’t ضرورت بر انجام ندادن یک کار است. 

مهم

نه تنها کاربرد should و must و have to در حالت مثبت در انگلیسی باهم متفاوت است بلکه در حالت منفی این عبارات باید به نکاتی که گفته شد توجه کنید. 

 

اشتراک گذاری:

اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در linkedin
سمانه کنگرلو

سمانه کنگرلو

سمانه کنگرلو هستم ، مدرس زبان انگلیسی به کودکان و نوجوانان. خلاقیت در کار رو دوست دارم و بیشتر اوقات دنبال یادگیری و درست کردن چیزهای جدید هستم که بتونه در زمینه انتقال مفاهیم درسی مفید و جذاب باشه.

ممکن است همچنین دوست داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *